الغزالي
مقدمه 25
كيمياى سعادت ( فارسى )
كلمات مبهم محصور كرده بودند ، و براى فلسفه زبانى برگزيده بودند كه از واژههاى دشوار و پيچيده انباشته بود ، يا اصطلاحاتى وضع كرده بودند كه براى مردم تازى دادن و تازى زبان بيگانه مىنمود ، چه از لحاظ لفظ و چه از نظر مفاهيم تازهاى كه فلسفهء يونان - پس از انتقال به زبان تازى - همراه خود ارمغان آورده بود . غزالى در بسيارى از نوشتههايش ، نتوانسته خويشتن را به طور كامل از اسلوب فلاسفه و واژهها و اصطلاحات آنان آزاد سازد - بخصوص در كتاب تهافت الفلاسفه ، و اين براى آن است كه ناگريز بوده در جدال با فلاسفه ، با زبان مخصوص به خود آنان سخن بگويد و با سلاحى مشابه ، اين جنگ معنوى را آغاز كند تا پيروزيش حتمى باشد . حركت زندگى ساز - همچنانكه انقلاب روحى غزالى را مىتوان زندگى تازه نام نهاد ، و براى جان بىقرار او رستاخيزى نو به شمار آورد ، همچنان بجاست كه آن حركت انقلابى را كه غزالى به روزگار خويش در علوم دينى و زندگى اسلامى ايجاد كرد حركت زندگى ساز ناميد . زيرا او بود كه در بوستان خزان رسيدهء مباحث معنوى و مسائل دينى ، روحى تازه دميد و براى هر مورد رستاخيزى نو پديد آورد . بنابراين شگفت نيست اگر غزالى - هنگامى كه نامهاى احياء و كيميا را براى دو كتاب بزرگ و بىنظير خود برگزيده است - موقف خود را در برابر تعاليم اسلامى و علوم دينى موقف « كيمياگرى زندگى ساز » دانسته باشد . زيرا بر اثر رواج كتابهاى احياء و كيمياى او به اين نتيجه مىرسيم كه آرزوى غزالى همچون تيرى راست پرواز ، از كمان انديشهاش رها شده ، و درست در مركز هدف اساسى و دلخواه وى جاى گرفته است . ترديدى نيست كه پس از اين انقلاب ، انديشهء « سازندگى » در نگارش هر كتابى بر غزالى مستولى بوده است و او در همه حال مىكوشيده كه زندگى روحى مسلمانان و انديشهء اسلامى در مسيرى نو قرار گيرد تا قدرت و رونق پيشين خود را بازيابد ، بدان اميد كه بار ديگر مسلمانان خوابزده به خود آيند ، و حقوق فردى و عدالت اجتماعى پايمالشدهء خويش را باز شناسند . ولى هيچ اثرى از آثار وى بهاندازهء دو كتاب احياء و كيميا براى رسيدن به اين هدف ، در خاور و باختر جهان اسلام مؤثر نيفتاد .